بديع الزمان فروزانفر

216

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

كامل داشته و به نظر باطنى بر عالم غيب و حقايق امور مشرف باشد ، اين استدلال شبيه است بدان چه حكما و متكلمين در حكمت بعثت انبيا گفته‌اند . جع : الهيات شفا ، طبع ايران ، فصل فى اثبات النبوة ، كشف الفوائد ، طبع ايران ، ص 75 - 71 ، كشف المراد ، چاپ صيدا ، ص 218 - 215 . در يكى گفته كه استا هم تويى * ز انكه استارا شناسا هم تويى مرد باش و سخره‌ى مردان مشو * رو سر خود گير و سر گردان مشو مقصود آنست كه به استاد احتياجى نيست و عقل و معرفت خود آدمى براى معرفت و تشخيص مفسده و مصلحت كافى است بدليل آن كه استاد و شيخ را هم انسان بوسيله‌ى خرد و هوش خود مىشناسد و براى ايمان به پير و مرشد ، شيخ و استادى ضرورت ندارد . اين استدلال شبيه است بدان چه متكلمين از گفته‌ى براهمه و صابئه و قائلين به تناسخ نقل مىكنند ، آنها مىگفته‌اند عقل براى تشخيص تكليف كافى است و پيغمبر اگر آن چه مىگويد موافق عقل باشد ما به دو محتاج نيستيم و اگر بر خلاف عقل حكم كند پيروى او لازم نيست و احكام او در خور انكار است . جع : شرح مواقف ، چاپ آستانه ، ج 3 ، ص 185 ، كشف المراد ، طبع صيدا ، ص 217 . در يكى گفته كه اين جمله يكى است * هر كه او دو بيند احول مرد كى است در يكى گفته كه صد يك چون بود * اين كى انديشد مگر مجنون بود اگر « اين جمله » اشاره باشد به مريد و مراد معنى اين خواهد بود كه آن دو بحسب صورت امتياز دارند و در حقيقت يكى هستند زيرا حقيقت يكى بيش نيست و تمايز در مرتبه‌ى تعين و تشخص است كه امرى اعتبارى است و چشم راست بين